خاطرات دانشجوی تهرانی در سمنان

متن مرتبط با «دردناك» در سایت خاطرات دانشجوی تهرانی در سمنان نوشته شده است

مراسم دردناك ...

  • نیلوبلاگ

    تقريبا از وسط تهران رفتيم تا انتهاي همت غرب و بعدترش. براي عروسي دوستم .همسر نميومد داخل چون بدون آمادگي فقط اومده بود منو برسونه ... شدم كوكبخانوم و براش شام گرم و ترشي و ميوه و بيسكوييت بردم تو ماشين. اگه تو ترافيكههمت يه ماشين سفيد ديدين كه آقا ترشي مي ريزه رو غذاش و مي خوره، ما بوديم!خوب رسيديم، حدود ٢٤-٥ نفر از بچه هاي دوره ي ليسانس بودن، از همه ي رشته هامن بچه ها رو نشناختم از بس تغيير كرده بودن ولي همشون منو شناختن از بس مثلهميشه رو خط ثابت خودم هستم!!! يكيشون كه همون سال ها با يه پسر بسيار بسيارهمه چي تموم ازدواج كرده بود، متاركه كرده بود و فقط آروم به من گفت، به همه مي گفتمجردم ....

    ادامه مطلب