امروز بعد از رفتن سرور با پدرش منم عزم کردم
برم بام تهران، رفتن خمانا و تو ترافیک موندن همان
هوا هم تاریک شد و بیخیال شدم، دوباره ترافیک تا
برگشت به خونه، همون البته حال و هوامو عوض کرد.
بعد هم شام رژیمی و ورزش. هفته ی دیگه خیلی کار
دارم و یادم بمونه انرژیمو با فارماتون حفظ کنم .
اینبار باقی بقایم تا وقتی سرور کامل مستقل بشه
و این دنیا رو تموم کنم ...
برچسب:
نویسنده: شیوا سامانی