پنجشنبه رفتیم پلور با چند تا از خانواده های هم کلاسی
پسرم. خوب بود و سخت و کمی خطرناک. بعد هم ویلای
یکی از خانواده ها که هم خوشگل بود هم هوا خوب بود
اما اینفدر خسته بودیم که خیلی نشد لذت ببریم ...
اما خب بنده خداها خیلی زحمت کشیده بودن و پذیرایی
پشت پذیرایی ...
نکته ی ناراحت کننده ش این بود که کارگرشون هم اسم من
بود، اصلا این مورد خیلی بد بود. خیلی ها !!!!
هنوزم خستگی پیاده روی تو آب از بین نرفته
برچسب:
نویسنده: شیوا سامانی