خرید بک لینک

وقت هايي كه خيلي خسته هستم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم

وقت هايي كه خيلي مريض هستم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم

وقت هايي كه خيلي نا اميد هستم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم

وقت هايي كه خيلي ترسيده هستم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم

وقت هايي كه خيلي خوشحال هستم هم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم

خلاصه كه دوست دارم بنويسم تو مريضي و تنهايي و خستگي

يا همين الان كه تو خونه ي پدري بي حال افتادم و خوابوندن پسرم افتاد گردن مادرم

كاش الان دفتري داشتم و مي نشستم تا صبح فقط مي نوشتم

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 3:28

صفحه بندی