وقت هايي كه خيلي خسته هستم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم
وقت هايي كه خيلي مريض هستم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم
وقت هايي كه خيلي نا اميد هستم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم
وقت هايي كه خيلي ترسيده هستم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم
وقت هايي كه خيلي خوشحال هستم هم دلم مي خواد بشينم و داستان عاشقانه بنويسم
خلاصه كه دوست دارم بنويسم تو مريضي و تنهايي و خستگي
يا همين الان كه تو خونه ي پدري بي حال افتادم و خوابوندن پسرم افتاد گردن مادرم
كاش الان دفتري داشتم و مي نشستم تا صبح فقط مي نوشتم
برچسب:
نویسنده: شیوا سامانی