پوستم به صورت وحشتناک تحت تاثیر داروهاست و نمی دونم با این وضعیت چظور برم؟...
البته که متاسفانه داروها رو قطع کردم چون پوستم خیلی آزرده ست ... و نمی شد برم
گذشته و مهم تر از اون رگیه که به شدت گرفته و البته ماحصل همان روز ست که سمنان
رفته بودم، بر اثر نشستن زیاد به یک حالت و تغییر وضعیت آنچنان دردی می گیرد که فریادمو
به هوا می برد. استاد می گفت آینه ی شما برای خانم موفق افتاده که منظورش این بود که
این خانم به شما محبت داره ... اما در اصل آینه ی بنده برای کسی نیفتاده ... طرف میاد و همراه
من خودش آزمایش رو انجام می ده و رفتن من کاملا فرمالیته می شه اما حاضر نیست به تنهایی
و بدون رفتن من همون کار رو بکنه ... 300 کیلومتر؟!!! خداییش این بار خیلی زورم میاد برم و البته
که کار خودمه و نباید از کسی انتظار داشته باشم ولی در کل آینه ی من نه جایی افتاده نه برای
کسی افتاده ... با این وضعیت، والا .......... 


برچسب:
نویسنده: شیوا سامانی