خرید بک لینک
پارسال اين موقع ها بود كه بعد از يك هفته كه از سمنان برگشته بودم

چمدون رو عوض كردم و ٣ روز رفتيم ارتحاليدي، تو سمنان گريه كرده

بودم اما تو سفر آروم شدم. تو جاده زنگ زدم به استادم و پايان هر جمله

چون آنتن نداشتم مي گفت بگو تمام! برگشتيم تهران آپارتمان نارمك رو

فروختيم و هر چي داشتيمو گذاشتيم روش و آپارتمان فعلي رو خريديم.

هر روز امسال بي اراده برام ياداور سال گذشته ست ... سال قبل تموم

شد اما اي كاش خاطره هاي بدش هم از ذهنم پاك بشن و ديگه تاثيري

رو زندگي آيندم نداشته باشن ... عكس هاي اينستام مي بينم كه با چه

احساسي از سمنان كپشن گذاشته بودم ... از سمنان و آسمونش و كوه هاش.

حالا اما هر روز به درخت چنار جلوي پنجره ي آشپزخرنه نگاه مي كنم و اشتباهاتمو

مرور مي كنم ... اشتباهاتي كه اميدوارم تموم بشن ...

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:40 توسط ماتیوس |

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:37

صفحه بندی