يكِ شيش هم آپارتمان نارمك رو تحويل داديم ... تصميماتمون دستخوش نظرات دمدميِ ديگران مي شد ... نگران لمينيت
هاي كثيف بودن اما نگران اعصاب همسر نبودن، كار نقاشيِ الكي تبديل به بازسازي شد، خونه هي تميز تر و قشنگ تر
مي شد اما اعصاب همسر داغون تر و خسته تر! هر چه بود تمام شد اما اين روزها كه ياد همترازِ گذشته شان مي افتم
مثل هميشه فقط ريشخند مهمان لبانم مي شود.
اما با وجود همه ي مسائل و اينكه وقت ساكن شدن هنوز درب سرويس ها آماده نبود و چه و چه ... هر دو به اين نتيجه
رسيده بوديم كه خانه ي جديد چقدر انرژي مثبت دارد!!! هر قدر مقايسه مي كرديم باز هم مثبت بود و مثبت، هيچ كدوممون
دقيقاً نمي دونيم انرژي منفي اون خونه براي چي بود؟ ولي هر چي بود تموم شد... مهم همينه !!!