اما خيلي خسته هستم و ذهنم جمع نمي شه ... علي الحساب مي نويسم البته نه براي همه براي
معدودي از افراد!!!!!!
خب نوشتم، اما پاك كردم ... فكر كردم وقتي از كسي بدم مياد (الزاماً به واسطه ي رفتارهاي خركي
خودش) چرا بايد متني رو خطاب به اون بنويسم؟ دودوتا چهارتا كردم و ديدم بهتره اينجا از آدم هاي
خوشايند و حاشيه هاي امن زندگيم بنويسم تا آدمي كه ٥-٦ سال پيش نيشخند زده بهم و از قضا تا
ته قلبم فرو رفته و بعد ها خدا جواب اون كارهاي يواشكي و دروغ ها و نيشخندها و متلك ها رو بدجور
بهش برگردونده ... آره بابا بذار از خوب ها و درخشان ها بنويسيم تا قلبمون جلا پيدا كنه نه از بقيه!!!!
حالا فردا خستگيم كه در بره ميام و از درخشان هاي زندگيم مي نويسم، اونايي كه برق درخشش شون
چشم خيلي ها رو كور كرده و مي كنه !!!