خرید بک لینک
ديشب كه تموم شد و به هفت صبح رسيد، سومين شبي بود كه تا صيح بيدار بودم.

پام لبه ي تخت مونده بود كه مثل هميشه همسر بياد پتو بذاره زيرش كه رد نندازه ...

از شدت دردش فهميدم امروز پتويي در كار نبوده. امروز مي خواستم ساعت ١٠

صادقيه باشم ... بعيد مي دونم بتونم از تخت بكنم، شدم مثل معتادها ...

به خاطر اين سه شب بيداري و باقي چيزها صورتم به هم ريخته ...

فعلا برم شايد بتونم بخوابم

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:22&nbsp توسط ماتیوس |


برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 5:12

صفحه بندی