كيفم تو فاصله ي دو متري ازم داره لبخند مي زنه و من هم ...
چقدر نوجوونيم يواشكي رمان خوندم ... كتاب هاي صادق هدايت را با نظارت مي خواندم البته
اينقدر شور جواني داشتم كه كمتر تاثيري نگيرم. گفتم شورِ جواني ياد شورِ زندگي افتادم!!! عق!
نمونه اي از كتاب " شوهر عزيز من" از فريبا كلهر رو خوندم، دوست داشتم اما همت ندارم بلند بشم
كارتمو بيارم! شايدم بهانه ست براي كتاب نخوندن !!!
برچسب:
نویسنده: شیوا سامانی