خرید بک لینک
جوجه ديشب تب كرد و يه بار بالا آورد و تبش پايين نيومد و نصفه شب

برديمش دكتر! خانواده ي همسر از خونشون اومدن و بعدش هم اومدن

خونمون، حالا بچه مي خواد بازي كنه، من حرصِ بچمو مي خورم، بقيه هم حرص بچشونو

ديگه همسر و خواهرش خوابيدن و مادر شوهر اومد تو حال كه من و جوجه تنها نباشيم

( البته كه الان من و جوجه تنهاييم و رفت تو يه اناق ديگه خوابيد). منم خوابم نمي بره اصلا

به هزار تا دليل ! بگذريم ... اميدوارم فردا روز خوبي باشه، روز صحت و سلامت جوجه ام .

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

صفحه بندی