خرید بک لینک
امروز اصلا روزه ام روزه نبود ... اولا که صبح یه کار خفن کردم،

که اصلا نمی گم، یعنی نوشتم اما پاکش کردم چون خیلی

شیطنت توش داشت، دوم اینکه سر ظهر با یک تلفن به هم

ریختم و حین مکالمات به صورت کاملا آگاهانه غیبت کردیم و بدتر

اینکه 4-5 بار با غیظ شدید گفتم " خاک بر سرش" البته که اگر مادرم

می شنید دوباره ربطش می داد به سمنان و تو خوابگاه بودن و از بچه ی

مردم یاد گرفتن، ولی واقعا خاک بر سر سوژه!!!

القصه دارم نامه اعمالمو خودم می نویسم، یه چند جا هم خیلی لات

بازی درآوردم حین رانندگی و به کسی راه ندادم که خودم خجالت کشیدم

ولی خدایا داشتم از کمر درد می مردم خودت شاهد بودی ... امروز به دروغ

و با زبان روزه به مادرم گفتم پیاز داغ مجلسی درست کردم و برای مهمونی

فردا براش می برم (آخه آماده مصرف نمی کنه ) خلاصه که روزه ی امروز

اصلا روزه نبود توش پر بود از غیبت و دروغ ... خدایا می خوای اصلاحم کنی

الان وقتشه، والا داریم پیر می شیم، زود لطفا!!! در جوانی پاک بودن شیوه ی

پیغمبری ست!!! لطفا بگو فرشته ی محافظم دست بجنبونه !!!

اما نکته ی مهم تر در مورد من اینه که دست از سرزنش خودم برداشتم ...

درسته که استاد تو سمنان به دلایلی بهم گفت باید مدرکت رو* ... اما من

به یه دلیل به خودم امتیاز می دم، اونم "شخصیت" هست، البته که خودم

توش هیچ نقشی نداشتم اما ... اما ... به هزار و یک دلیل وقتی می رم جلوی

آینه به خودم لبخند می زنم، گیرم که 5 سال عمرمو دادم باد فنا، خب که چی؟

هنوز 31 سالمه و کلی فرصت دارم، به هر حال هر کسی یه جوریه ... باز هم

یکی از نقاط قوتم رو شخصیتم می دونم، می دونید اصلا من خیلی با شخصیتم

مخصوصا وقتی جلوی حرف مفت زن ها سکوت می کنم و خودم رو در حد اونها

نمیارم پایین ... پدر، مادر ازتون متشکرم، به خاطر خیلی چیزها ...

* اون قسمت ستاره ربطی به حرف مفت زن ها نداره، یه صحبتی بود بین من و

استاد و گروهی تماشاچی که باعث یک روز خون دماغ من شد ولی بازم خودمو

خیلی دوست دارم .

برچسب: می خوام کار کنم,میخوام کار پیدا کنم,می خوام کارتون ببینم,می خوام کارخانه بزنم,می خوام کار آفرین باشم,دلم میخواد کار کنم,میخوام واسه خودم کار کنم,کار میخوام,می خوام بمیرم چی کار کنم,می خوام تو خونه کار کنم, نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 2:46

صفحه بندی