خرید بک لینک
امروز خانم "ا" اومد و دو تا اتاق رو از بالا تا پايين به بهترين شكل شست و رُفت

خودم وحشتناك حال ندار و خسته بودم، ديگه تولد هم دعوت بوديم، ساعت ٥:٣٠

در حاليكه آشپزخونه ريخت و پاش و بود كلي كار بود گفتم بره، ديگه بدو بدو

جوجه رو شستيم و منم رفتم دوش و سشوار و آمادگي ... سرِ راه از گلك تو خ مطهري

اسباب بازي گرفتيم و رفتيم. اونجا بماند كه خوب بود و ١٢ نخود نخود ...

ساعت ١:١٥ بامداد، تو گروه خانوادگيمون شروع كردم ارسال عكس كه ديدم همه

آنلاين هستن ، شروع كردم به غيبت و همه هِي مي خنديدن ولي مي گفتن گناه داره و زسته و

خلاصه تا الان غيبت و بعدش خنده هاي خفن از سوتي نوشتاري مامانم ... اينقدر مي خنديدن

كه هر كدومشون از تو تختش اومده بيرون، كه شوهرش بيدار نشه !!! منم دست گرفته بودم

براشون و هي تيكه مينداختم، خلاصه كه اين گردهمايي مجازي خيلي بيشتر از تولد سرِ شب

مزه داد، همه هم منو باعث و بانيِ اون همه خنده مي دونستن. باشه شما هم كه غيبت نمي كنيد و

خياي اوقاتتون رو صرف كارهاي با ارزش تر ميكنيد از همه بهتر، به قول دوستان موز هم برداريد و بريد!!!

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 3:14

صفحه بندی