براي نمونه، براي ثبت ...
-
تاریخ: 1398/1/28 ساعت: 2:14
تا جوجه خوابيد برنامه ريختم كه اول كارهاي شخصيمو انجام بدم و بعد دوش بگيرم بعد هم لاك بزنم ... از ترس بيدار شدنش همه كارامو نصفه و هول هولي انجام دادم و الان هم بيكار نشستم!!! چون ديشب تا آخرين قطره ي انرژي مو صرف نظافت منزل و پخت و پز كردم كه امروز جوج رو ببرم گردش ... شكر خدا سر حال بود و ماهم بير...
براي ثبت ... باشه شماها كه غيبت نميكنيد آدماي خوب !!!
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:14
امروز خانم "ا" اومد و دو تا اتاق رو از بالا تا پايين به بهترين شكل شست و رُفت خودم وحشتناك حال ندار و خسته بودم، ديگه تولد هم دعوت بوديم، ساعت ٥:٣٠در حاليكه آشپزخونه ريخت و پاش و بود كلي كار بود گفتم
چقدر خسته هم ...
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:14
يكي از دوستام عكس هاي دو نفره و چهارنفره ( با دو فرزندش) را مي گذاره تو اينستا و روي پروفايلش ... تو همه ي عكس ها مي خندن و همسرش دستش يا دور كمرش را گرفته و او هم مي خندد ... عكس ها شيك و بسيار زيبا
نمي دونم چرا حال تهوع دارم؟! منم ويروسي شدم يعني؟!
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 12:46
جوجه ديشب تب كرد و يه بار بالا آورد و تبش پايين نيومد و نصفه شب برديمش دكتر! خانواده ي همسر از خونشون اومدن و بعدش هم اومدن خونمون، حالا بچه مي خواد بازي كنه، من حرصِ بچمو مي خورم، بقيه هم حرص بچشونو ديگه همسر و خواهرش خوابيدن و مادر شوهر اومد تو حال كه من و جوجه تنها نباشيم ( البته كه الان من و جوج...
جوينده يابنده و اينا ...
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 12:46
دندونپزشك آشناي همسره ... بهش گفته روكش خيلي خوب براي خانومم بذار براي خودم از اين معمولي ها ! دكتر مرد حواني ست با اخلاق هاي " عمو مردكي" امروز بالاي سرم با خنده به منشي اش مي گفت كه آقاي ف گفته موارد مذكور، بيخود پي فيلم و داستانم ... شايد همين مسئوليت پذيري و تعهد ... اسمشو شما بگيد! عاقبت امر دو...
تقويم تاريخ ...
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 12:46
دفاع كردم اسفند ٩٥، همون موقع يه فرشته تو دلم بود ... شدم خانوم دكتر، همزمان مادر ... حالا روزها تو خونه اداي شير و ببر درميارم و چهاردست و پا دنبال جوجم مي كنم ... روزي ٣-٤ بار پو پو ميشستم كه به بركت قولنج كتف و باقي اعضا ديگه يه بار بيشتر انجامش نمي دم ... بعد خانوم ح كه درست فهميد چم شده گفت دكت...
يهويي اين پست رو بلاگفا برگردوند!!!
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 12:46
دفاع كردم اسفند ٩٥، همون موقع يه فرشته تو دلم بود ... شدم خانوم دكتر، همزمان مادر ... حالا روزها تو خونه اداي شير و ببر درميارم و چهاردست و پا دنبال جوجم مي كنم ... روزي ٣-٤ بار پو پو ميشستم كه به
لازم دونستم بگم كه ... (شما فكركنيد مخاطب خاص داره ...!)
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 12:46
١- من خر نميشم، ٢- يكي از سخت ترين كارها براي من درست كردن آب ليمو ترش و عسله وقتي سرما خوردم! ٣- من خر نمي شم! ٤- خيساندن حبوبات براي آبگوشت و عدسي يكي ديگه از سخت ترين كارهاي دنيا براي منه... ٥- من خر نمي شم!! ٦- خسته، سرما خورده و ناراحتم. ٧- من خر نمي شم!!! ٨- وقتي از كسي بدتون مياد اينقدر خودتو...
امروز تولدم بود .. نوشتم ثبت بشه! .
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 12:46
ماماينا ديشب مي خواستن كيك و كادو بيارن گفتم نه خيلي خستم باشه هفته ي ديگه با تولد همسر يكي مي كنيم و مهموني بازي و ... بعدش اما قرار شد همراه خواهرك و همسرش شامي رو كه پدرم درست كرده بود بيارن كه اوم
خدا رو شكر براي زباني كه ناگفته ها رو نگاه مي دارد ...
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 12:46
رفتيم عروسي دختر عمه ي همسر، خداد تومان خرج كه يه عروسي بايد بريمالبته براي من كه آدم كم خرجي هستم زور داره وگرنه كه اونجا همه توووپ!!!! ١- چقدرم كه بدم مياد از دروغ و ... مگه كسي ازتون چيزي پرسيد يا گله و شكايت كرده كه دروغ مي گين؟ ٢- اينقدر آدم خنثي اي شدم كه دام مي خواست عروسي زودتر تموم بشه و بر...
النظافت من الايمان !!! روزانه ...
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 12:46
خونه تا آخرين درجه و به شدت نا مرتب و كثيف بود ... از هفته ي پيش تا حالا هر چي تلاش مي كنم كارگر بياد قرارمون هماهنگ نميشه! خودم يكسره در حال جمع و جور كردنماما فايده نداشت، حجم غذا درست كردنم غير قاب
بردي از يادم، دادي بر بادم، دل به تو دادم ...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:26
ترانه ي اين روزهاي منه ... محصول مشترك ويگن و دلكش، خيلي هم عالي كي ميگه پاييز از مهر شروع مي شه؟ به نظرم از اواسط مرداد شروع شده فقط خواستن يه نظمي به ماه ها بدن و سه تا سه تا به صف !!! لامصب چه گرب
افسانه ي آه ...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:26
عنوان مربوط به فيلميه كه تو كودكي ديده بودم كه خانومه هر وقت دچار غصه ي بزرگي مي شد آهِ عميقي مي كشيد و فرشته اي اونو وارد زندگي اي مي كرد كه آرزوشو داشت و متصور بود هيچ غم و غصه اي توش نيست ... اما
ممنوعه!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:26
هنوز كودكانه و ساده لوحانه فكر مي كنم عشق واقعي وجود داره شايدم دوست دارم اينطوري فكر كنم! به همين دليل هر فيلم يا اثري كه كوچكترين ردي از اين واقعه ي بزرگ داشته باشه رو دنبال مي كنم. سريال بررسی از مرجع ممنوعه طبق کپی رایت هم، هر چند ضعيف يا مبتذل يا هر چي ... دوست دارم. چون توش عاشق شدن وجود داره!...
الحمدالله و المنه
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:26
نمي دونم درست نوشتم يا نه ولي هميشه برداشتم از عبارت بالا اين بوده كه خدايا دستت درد نكنه منتت رو هم دارم! حالا برداشت من اينه ها ، شايد يا احتمالا غلط هم باشه. به درجهاي از عرفان و خونسردي و بي خيال
حتماً نوشته ي زير مخاطب خاص داشته !!!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:26
متنِ زير مربوط به يكي از بررسی از مرجع نوشته طبق کپی رایت هاي مهر ٩٦ هست و هنوز به شدت بهش معتقدم... به خدا قسم كه دريدگي و زدن هر حرفي افتخار نيست ... همه ي دنيا حاضرجوابي و متلك تو آستين كسي كردن نيست. وقتي از دورِ باطلي كه توشي بياي بيرون بررسی از مرجع حتماً طبق کپی رایت مي توني زيبايي آفتاب پايي...
كريزي ...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:26
از هر دفعه عصباني تر و دلشكسته ترم، حدود ٤ تا پست ثبت موقتي دارم و هزاران حرف كه مي ريزم لابهلاي خطوط سفيد و نامرئي اينجا تا شايد آرومتر بشم. عطرهام تموم شدن و ٢-٣ دفعه اي هست بدون عطر مي رم بيرون و
بارونِ خفنِ كي بودي تو؟!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:26
چه حس خوبيه، اين همه بارون ... درختاي نارنجي ... فقط حيف كه به خاطر يه سري موشكلاتِ مغز نخودي ها نمي ريم سفر ... امروز براي اولين بار جوجه رو برديم آرايشگاه، يك طره اش رو هم ازشون يادگاري گرفتيم جمعه هم تولد بگيرم براش با يه هفته تاخير. فردا هم چكاپ دندوناشه، هم چكاپ گوارشش واكسن زده و تر تميز ه، هن...
گلوله ي زير معده ...
-
تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 13:00
رفتم يه سر فيديبو كتاب بخونم، حوصله ام نرسيد... در اصل حوصله نداشتم پول پرداخت كنم كيفم تو فاصله ي دو متري ازم داره لبخند مي زنه و من هم ... چقدر نوجوونيم يواشكي رمان خوندم ... كتاب هاي صادق هدايت را با نظارت مي خواندم البته اينقدر شور جواني داشتم كه كمتر تاثيري نگيرم. گفتم شورِ جواني ياد شورِ زندگي...
وقايع اتفاقيه !!! شرِ هر كيو بجوري مي خوابونن!
-
تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 13:00
١- خاله كوچيكه فردا مياد، گفت يه توقف هم تو قطر (سفر) دارم، گفتيم فداي كله ي مبارك. با كلي وسيله براي جوجه و خودمون البته هر چي هم مي گيم الان همه چي همينجا گير مياد، نمي پذيره! ٢- دكيِ تهران زنگيد و گفت يه چيزيو چك كنم، منم انجام ندادم! جهنمي گفتم و خوش و خرم نشستم به فيلم ديدن. ٣- اين شماره متنسو ...